الان دوبلة يك فيلم چقدر طول مي كشد؟
صبح ساعت 9 شروع مي شود و تا 5 بعدازظهر، تمام مي شود. البته با آدم هاي حرفه اي، نه بچه هاي جديد.
قديم چقدر طول مي كشيد؟
حدود 10 روز.
فرقش چيه؟ فيلم، فيلم است ديگر!
قديم، فيلم ها آپارات و 35 ميلي متري بود. نوار VHS، آن زمان نبود. ما بايد حداقل 50 بار، فيلم ها را مي ديديم تا بتوانيم تمرين كنيم. تازه فيلم ها هم فيلم هاي ديگري بود. با الان فرق داشت.
استوديوها آن زمان، زيادتر بود. رقابت هم زياد بود.
واقعيت اش اين است كه نوارهاي ويديو كار را خراب كردند. مثلا الان عده اي درخانه شان مي نشينند و فيلم دوبله مي كنند. مثل همين كارتون هاي جديد.
قديم، مردم هر بازيگر را با صداي يك دوبلور مي شناختند. تا آخر هم همان دوبلور به جاي آن بازيگر صحبت مي كرد. چرا الان اين طوري نيست؟
آن موقع، دوبلورها احترام همديگر را داشتند. كار حرفه اي بود. واقعا جز ايرج دوستدار، كسي نمي توانست جاي جان وين و جري لوئيس صحبت كند. مثلا يك بار استوديو دماوند، يك فيلم از توني كورتيس آورد و به من گفت جايش حرف بزن. آن زمان، معمولا كاووس دوستدار كه توي استوديوي مولن روژ (سينما سروش كنوني) كار مي كرد، به جاي توني كورتيس حرف مي زد. من به استوديو مولن روژ رفتم و كاووس را ديدم و به اش گفتم كه اين طوري شده. گفت من به آن جا نمي آيم. بعد ازش اجازه گرفتم كه جاي توني كورتيس حرف بزنم. ولي الان اين طوري نيست.
با اين حال، چند وقت پيش كه فيلم گلن گري گلن راس را نشان دادند، باز هم آقاي نوذري آمد جاي جك لمون حرف زد.
بله، اين دفعه احترام اش را داشتند. ولي مثلا چند وقت پيش، آقاي متقالچي بعد از 14 سال از آلمان برگشت و جاي جك لمون صحبت كرد و گفت من نمي دانستم كه فلاني، جك لمون است. مگر مي شود آدم در حرفة خودش چنين اشتباهي بكند؟
خيلي ها مي گويند شماها درِ دوبله را روي جوان ها بسته ايد.
اين را، هم قبل از انقلاب به ما مي گفتند، هم الان مي گويند. درِ هنر را نمي شود بست. مگر مي شود جلوي يك نقاش، آهنگساز يا ... را گرفت؟ هر كس كارش خوب باشد، خود به خود جلو مي آيد. الان 170 تا 180 گوينده جوان وارد دوبله شده اند. الان فيلم ها به سرعت در عرض يك روز دوبله مي شود. خيلي از اين جوان ها به خاطر بي تجربگي شان نمي توانند با اين سرعت كار كنند.
خودتان الان چند سال است كه كار دوبله مي كنيد؟
حدود 45 سال.
راستي بچة كجاييد؟
تهران. توي خيابان سعدي، كوچة بوشهري به دنيا آمدم. چهارم تير 1319 خانه مان روبه روي تئاتر نصر بود.
حتما وقتي هفت هشت ساله شديد، رفتيد تئاتر نصر؟
من يك برادري داشتم كه توي تئاتر گيتي (لاله زار) كار مي كرد: گريم مي كرد، بازي مي كرد، بليت مي فروخت و... همين انتظامي اين ها، آن جا پيش پرده مي خواندند. مرتضي احمدي، حميد قنبري و... هم آن جا كار مي كردند. من هم همه اش دنبال داداشم بودم. پنج شنبه جمعه ها مي رفتم توي گيشه، اعلام برنامه مي كردم. دو تومان هم دستمزدم بود.
پس كي بازيگري را شروع كرديد؟
از دبيرستان. آن موقع رفتم خانه جوانان كه جايش تقريبا توي خيابان جمهوري، بغل سينما آسياست. آن جا آقاي گل سرخي (پيانيست)، گروه تئاتر سعدي را تشكيل داد. ما هم با همين گروه رفتيم توي لاله زار توي تئاتر دهقان يك پيس (piece يا نمايش) بازي كرديم. بهروز وثوقي هم توي آن پيس بود. كارگردان كار، خانم مورين بود.
چه جوري پايتان به دوبله باز شد؟
توي همان پيس، آقاي متين (شوهر خانم مورين) به ام گفت: صدات خوبه، بيا دوبله. تا اين را گفت، دست و پايم لرزيد. آن موقع با خسرو خسروشاهي، زياد سينما مي رفتيم (بچه محل بوديم) و از دوبله خيلي خوش مان مي آمد. گفتم: دوبلة كجا؟ ، گفت: استوديو شاهين فيلم. يك خط گذاشت جلويم و درجا گفتم. وقتي ديد كه هم استعداد دارم و هم علاقه، من را به استادي به اسم علي كسمايي معرفي كرد كه سناريست (فيلم نامه نويس) فيلم هاي ولگرد و غفلت بود.


اگر يكي دو روز هم توي خانه باشم، كار مدير دوبلاژي مي كنم در ماه، تقريبا 20 روز تمام وقت كار مي كنم
اولين باري كه جاي نقش اول صحبت كرديد، يادتان هست؟
معلوم است كه يادم است. جاي مل فرر صحبت كردم. سال 1338 بود. يكي دو سال بعد بود كه خانم تاجي احمدي ـ خدا بيامرزدش ـ به ام گفت: فيلم بازي مي كني؟ و بعد من را به استوديو عصر طلايي معرفي كرد.
خانم احمدي هم دوبلور بود؟
بله، جاي ناتالي وود حرف مي زد.
چه صداي خوبي هم داشتند. فيلم مشترك هم با هم داشتيد؟
چون من بيشتر دوبلور جوان ها بودم، كنار خانم احمدي، نقش هاي زيادي را گفتم. مثل ري چارلز. جاي خواننده ها هم خيلي حرف زدم. مثلا الويس پريسلي.
اولين فيلمي كه بازي كرديد، چي بود؟
فيلم خداداد بود كه توي دو نقش بازي مي كردم. سه تا فيلم ديگر هم با همان استوديو كار كردم كه دو تايش با بهروز وثوقي بود كه نقش منفي بازي مي كرد: گل گمشده به كارگرداني عباس شباويز و فرشته اي در خانه بود به كارگرداني مرحوم اوهانيان.
آن موقع ها سريال سركار استوار خيلي سر و صدا كرده بود. هنوز هم پدر و مادرهاي ما شما را با آن سريال مي شناسند.
مردم ، خيلي آن سريال را دوست داشتند. من نقش جناب سروان را بازي مي كردم. يك سريال ديگر هم به اسم قصه عشق بازي كرديم كه مثل بمب توي تهران صدا كرد. سال 55 هم تلخ و شيرين را بازي كردم كه باز هم مردم خوششان آمد.
با اين حساب، كي دوبله كار مي كرديد؟
هر وقت مي توانستم، دوبله مي كردم. سريال ها را اگر پيشنهاد مي شد، كار مي كردم. هر جا كه بودم، تمام راه ها به رم ختم مي شد، يعني همة راه ها به دوبله ختم مي شد. بعد از انقلاب هم اگر دوبله نبود كه ما از غصه مرده بوديم. دوبله ما را ارضا مي كرد.
بعد از انقلاب كه ديگر به آن صورت، فيلم خارجي دوبله نمي شد!
چرا، سال 65 دوباره دوبله راه افتاد، ما رفتيم تلويزيون. تازه آن موقع، صدابرداري سرصحنه زياد نمي شد و اكثر فيلم ها دوبله مي شدند. براي همين، هر سال از آبان ماه تا دهه فجر كه جشنواره شروع مي شد، كار ما سكه مي شد. يك چيزي حدود 20 تا فيلم ايراني دوبله مي كردم. دستمزدهاي 300 هزار تومان و 500 هزار تومان مي گرفتيم. ولي وقتي صدابرداري سر صحنه دوباره باب شد، نان ما هم آجر شد.
بعدش چي كار كرديد؟
دوباره رفتيم سراغ فيلم خارجي. البته هنوز هم كساني مثل مسعود كيميايي دوست دارند كه فيلمشان دوبله شود. يا مرحوم علي حاتمي، عاشق دوبلة فيلم هايش بود. چون گوينده ها بودند كه به هنرپيشه ها جان مي دادند. الان ماشاءالله همه با استعدادند و صدايشان هم خوب است. اين يكي كه ماشاءالله آواز هم مي خواند. (اشاره مي كند به عكس مهران مديري روي جلد مجلة خودمان و پشت بندش مدام از برره و سيامك انصاري تعريف مي كند.)
توي دوبلورها صميمي ترين دوستتان چه كسي است؟
تمام قديمي ها صميمي ترين دوستانم هستند. ولي توي كارم هميشه يك نفر را به عنوان الگوي خودم در نظر داشتم: منوچهر اسماعيلي. هميشه احترام كاري و پيش كسوتي اش را نگه داشته ام. واقعا آدم دوست داشتني اي است. چند تا مدير دوبلاژ هم بودند كه معمولا با آن ها كار مي كنم. مثل آقاي خسروشاهي، جلال مقامي، سعيد مظفري، خانم زهره شكوفنده، خانم شهلا ناظريان. از دوستان خوبم هم آقاي عرفانيان و آقاي خسرو شاهي هستند. بچه هاي قديم هستيم ديگر. همه با هم بزرگ شديم و با هم دوست ايم. همه برايم عزيزند.
توي هفته چقدر كار مي كنيد؟
الحمد الله وقتم هميشه پر است. اگر يكي دو روز هم توي خانه باشم، كار مدير دوبلاژي مي كنم. در ماه، تقريبا 20 روزم پر است و كار مي كنم.
شده مثلا وسط دوبلة يك فيلم، گريه تان بگيرد؟
بارها اين اتفاق افتاده. به خاطر اين كه لحظاتي هست كه ما واقعا وارد نقش مي شويم. اگر اين كار را نكنيم، حس صحنه خوب در نمي آيد. آن چيزي كه يك دوبله را خوب مي كند، همين حس است. وگرنه همة صداها بالقوه قشنگ هستند.
كدام يكي از بازيگرهايي را كه تا حالا به جايشان حرف زديد، بيشتر دوست داريد؟
از قديمي ها رابرت واگنر، جان گلن فورد، توني كورتيس و جيم وست را دوست دارم كه همه شان فراموش شده اند و نسل جديد، اصلا اين ها را نمي شناسد.
از جديدها چي؟
تام كروز، جان تراولتا، مل گيبسون، رابرت دنيرو (توي پدرخواندة 2).
با كدامشان راحت تر حس مي گرفتيد؟
تام كروز، جان تراولتا و رابرت واگنر.
الان چقدر اختيار داريد كه بتوانيد فلان نقش از فلان فيلم را انتخاب كنيد و جايش حرف بزنيد.
راستش اين كار به عهدة مدير دوبلاژ است. او بايد صداها را انتخاب كند. ديگر مثل قديم هم نيست كه مثلا صداي يك بازيگر را فقط فلان دوبلور بگويد. آن زمان گذشت كه فيلم را مي خواباندند تا فلان دوبلور بيايد و فيلم را دوبله كنند.
تا حالا شده يك فيلم زبان اصلي ببينيد و دوست داشته باشيد آن را دوبله كنيد، يا جاي يك كاراكترش حرف بزنيد؟
زياد اتفاق افتاده. مثلا چند سال پيش، فيلم روح را روي نوار ديدم. آن قدر از اين فيلم خوشم آمد كه بدو بدو فيلم را برداشتم و رفتم خانة قنبري (مدير دوبلاژ). پيش خودم گفتم: اين از آن فيلم هايي است كه دوبله نمي شود. تا اين كه چند وقت پيش، دوبله اش كردند و من هم جاي پاتريك سوايز (نقش اصلي اش) حرف زدم. ولي چه دوبله اي! 90 دقيقه فيلم را كردند 60 دقيقه. حساب كن 30 دقيقه از فيلم در بيايد، چي مي شود!
فكر مي كنيد بهترين دوبله توي ايران، مال كدام فيلم بوده؟
يكي از فيلم هايي كه خيلي دوست دارم و هر موقعي كه بيكار مي شوم، به خاطر دوبله اش هم كه شده، نگاهش مي كنم، اسپارتاكوس استنلي كوبريك است. خودم تويش حرف نزدم، ولي خيلي دوستش دارم.
فكر مي كنيد خوب است كه مردم بفهمند قيافة فلان دوبلور چه شكلي است؟
نه، دوبله يك چيز پنهاني است. اين برنامة شما و سيما از بس دوربينش را آورد توي واحد دوبلاژ، همة رؤياهاي مردم را خراب كرد. ما آدم داريم كه بي ريخت است، ولي صداي زيبايي دارد. مردم با توجه به صدايي كه مي شنوند، هميشه چهره اي را توي ذهنشان تصور مي كنند، با ديدن چهرة واقعي صاحب صدا، آن رؤيا از بين مي رود. همين پنهاني دوبله است كه قشنگ است.
اگر به 45 سال پيش برگرديم، باز هم همين كار را مي كنيد؟
اگر بشود ـ كه چنين چيزي غيرممكن است ـ دوباره دوبله را به شكل بهتري شروع مي كنم. كار ما بازنشستگي ندارد. من عاشق كارم هستم.

--------------------------------------------------------------------------------


همين يك كارتون

چي شد كه به جاي لوك خوش شانس حرف زديد؟
خسرو خسروشاهي (دوبلور آلن دلون) كه مدير دوبلاژ يك كاري بود، من را صدا كرد. من هم رفتم. ديدم يك كارتون است. به اش گفتم: اينو بزن جلو تا فيلمش بياد. اين كارتون چيه؟ گفت: دوبله همينه. گفتم: تو كه كارتون دوبله كن نبودي! گفت: اين اسمش لاكي لوكه. توي دنيا خيلي اسم در كرده. دادند به من دوبله كنم... مي خوام به جاي لوك، تو حرف بزني. گفتم: بي خيال. ما كه كارتون نگفته ايم. گفت: نه، اين يكي خيلي قشنگه.

وقتي پخش شد چي؟
يك دفعه ديدم من اين قدري كه با اين كارتون معروف شدم، با آن همه آرتيست گنده كه جايشان حرف زده بودم، معروف نشده بودم. اتفاقا همان موقع، يك نشريه اي از اين رنگ وارنگ ها هم آمد باهام مصاحبه كرد. گفتم: لوك چي چيه بابا! خبرنگارش گفت: نمي دوني چقدر سر و صدا كرده. بعد كه مصاحبه را چاپ كردند، تيتر زدند مصاحبه با لوك خوش شانس . خيلي ناراحت شدم. زنگ زدم، گفتم: تو كي با لوك مصاحبه كردي؟ لوك كه كارتونه. اقلا مي نوشتي با منوچهر والي زاده كه گويندة لوك خوش شانسه.

قسمت هاي اول، صداي جالي هم خيلي خوب بود، ولي بعدا خراب شد.
براي اين كه اولش حسين عرفانيان به جايش حرف مي زد. اين اسب، مغز متفكر لوك بود. طرف، سريال را روي فكر و معنويات ساخته بود. الكي كه نيست. صداي حسين براي جالي خيلي مناسب بود. دفعه هاي بعد، ديگر صبر نكردند كه عرفانيان بيايد. براي همين، دو سه نفر ديگر به جايش حرف زدند كه اصلا به آن خوبي نشد.

قبلش هم كارتون دوبله كرده بوديد؟
يك كارتون قبل از انقلاب به اسم عصر حجر بود كه من و آقاي قنبري و منوچهر نوذري و ... تويش حرف مي زديم.

--------------------------------------------------------------------------------

نان بخور و نمير دوبلوري

نقش اول: نود هزار تومان

دوبلة يك فيلم چقدر هزينه دارد؟
مثلا پول گويندگي و دوبلة يك فيلم هندي، منهاي مسائل فني اش حدود يك ميليون و سيصد هزار تومان مي شود.
توي صدا و سيما؟
نه، مقولة صدا و سيما فرق دارد. آن جا گوينده ها يك سري درجه بندي خاص دارند كه از درجه يك شروع مي شود تا 7. هر كدام از اين درجه ها هم خوب و متوسط دارند. درجة گوينده هاي با تجربه 7 خوب است. به كساني كه مثلا در فيلم، يكي دو جمله بيشتر ندارند كه بگويند، اصطلاحا دوبلة مردي يا زني مي گوييم. در خارج از صدا و سيما، يك دفعه فلان مؤسسه به ما مي گويد براي دوبلة اين فيلم، ششصد هزار تومان بيشتر پول نداريم و ما هم بايد با همان پول، سر و ته قضيه را هم بياوريم. نتيجه هم همين دوبله هاي بدي مي شود كه الان مي بينيد. مدير دوبلاژ حتي اگر بخواهد با بچه هاي درجة يك و دو هم كار بكند، هزينة دوبلة يك فيلم، بيشتر از هفتصد هزار تومان در مي آيد.
دستمزد دوبلورها براي هر فيلم چقدر است؟
از ده دوازده هزار تومان شروع مي شود تا من كه درجة 7 خوب هستم و گوينده ارشد حساب مي شوم و 93 هزار تومان مي گيرم. البته اگر رول اول را بگويم. اگر نقش، خيلي مهم باشد و صاحب فيلم هم ما را دوست داشته باشد، 120 تا 130 هزار تومان هم مي دهند.

--------------------------------------------------------------------------------


دوبله هاي جديد و استقبال مردم از آن ها

مخالفم!

اگر مثلا يك شخصيت توي فيلم اصلي، لهجه داشته باشد، شما هم توي دوبله به آن ها لهجة تركي، كردي يا ... مي دهيد؟
به هيچ وجه. كساني هم كه چنين كاري را مي كنند، جزء انجمن دوبله نيستند. كارتون هايي هم كه به اين صورت دوبله شده و در تلويزيون و جاهاي ديگر مي بينيد، تحت نظر انجمن ما نبوده اند.
چنين كاري درست است؟
نه خير. اصلا كار حرفه اي نيست. ما به اصالت فيلم، هيچ وقت نمي توانيم دست بزنيم. مگر در مسائلي كه با قوانين مملكت ما سازگاري نداشته باشد و مدير دوبلاژ، مجبور به تغيير آن ها شود، تا حداقل، داستان بي ربط از آب در نيايد.
مي دانيد اين دوبله ها چطوري شكل گرفتند؟
يكي از دوستان قديمي ما كه اتفاقا دوبلور خوبي است، بعد از 25 سال از خارج برگشت و اين گند را به بار آورد. روز اول، برگشت گفت فيلم ها بايد اين طوري دوبله بشود و... بعد يك نفر را مثلا از توي خيابان آورد و گفت دوبله كن. خودش هم نقش اصلي را دوبله كرد. در صورتي كه يارو نه گويندگي مي دانست، نه مدير دوبلاژي مي فهميد چي است، نه جمله را مي شناخت و نه فيلم را مي شناخت. رفت و زير دست اين ها نشست و كار كرد. اگر اين اتفاقات نبود، دوبلة ما همچنان در دنيا حرف اول را مي زد.
ببخشيد آقاي والي زاده، ولي شما خيلي بد درباره اين دوبله ها حرف مي زنيد. از آن طرف مردم از اين دوبله هاي جديد (مخصوصا كارتون ها) خيلي خوششان مي آيد. اشكالش چيست؟
يكي از اصول كار دوبله براي انتخاب صداها، اين است كه اگر مثلا دو تا مرد در سرتاسر فيلم با هم كار داشتند، دو تا صدا بايد انتخاب شود كه با هم كنتراست (تضاد) داشته باشند. اگر دو تا صداي بم بگذارند كنار هم، مثل صداي عرفانيان و اسماعيلي، گوش شنونده آزار مي بيند. توي اكثر دوبله هاي جديد، اين چيزها رعايت نمي شود. اين ها كار مدير دوبلاژ است كه دوبلورهاي جديد بلد نيستند. نتيجه اش را هم كه مي بينيد.

--------------------------------------------------------------------------------

نگاهي به وضعيت دوبله امروزنسبت به گذشته

صداهاي ناماندگار

كاوه مظاهري
سرهم بندي بهترين واژه اي است كه در مورد اكثر دوبله هاي امروز مي توان به كار برد. زماني بازيگرهاي درپيت سينما به خاطر دوبله هاي شاهكارشان توي ايران به محبوبيت مي رسيدند. دوستداران نورمن ويزدوم در ايران بيشتر از انگلستان (زادگاه نورمن) بود لات و لوت ها عين جان وين صحبت مي كردند. وقتي آلن دلون حرف مي زد مردم حال مي كردند. بي راه نبود كه مي گفتند دوبله به فيلم جان تازه مي دهد اما حالا كجاييم؟ دوبلة هملت و صداهاي بانوي زيباي من حالا كجا رفته اند؟ كجا رسيده ايم؟
تا چند سال پيش فكر مي كردم دوبلة تركيه جزء مزخرف ترين دوبله هاي دنياست، انگار جاي همة بازيگرهاي مرد فيلم ها يك نفر صحبت مي كند و جاي همة بازيگرهاي زن هم يك نفر. اما برنامه هاي سينمايي پرده شيشه اي و سينما جهان و... كه از هر فيلم فقط 40 دقيقه اش را نشان مي دهند روي ترك ها را هم كم كردند. حتي دوبلة فاجعة بعضي از فيلم هاي سري جديد سينما 4 هم دست كمي از آن ها ندارد. موسيقي فيلم در اكثر موارد، چيز ديگري است، صداي اصلي فيلم و صداي دوبله گاهي با هم شنيده مي شود. افكت هاي صوتي بالكل تعطيل است. انتخاب صداها اغلب شكمي و كيلويي است و كل كار حداكثر در عرض يك روز دوبله مي شود.زمان آن گذشته كه وقتي صداي فلاني را مي شنويم ياد بازيگر خاصي بيفتيم. جاي تام كروز 3 نفر حرف مي زنند، دوبلورهاي دنيرو هم n نفر هستند. وضعيت دوبلة بازيگرهاي زن هم كه معني دقيق واژة عدم قطعيت است.روزگاري اگر دوبله يك فيلم بد بود همه تعجب مي كردند، ولي حالا وقتي با دوبلة خوب اين را تحليل كن مواجه مي شويم به ذوق مي آييم.اين جور مواقع دنبال كسي يا چيزي مي گرديم كه تقصيرها را به گردنش بيندازيم؛ اين بار نوبت چيست؟ دوبلورهاي جديد، دستمزدهاي كم، صدا و سيما، استوديوهاي دوبله يا تنزل سليقه عمومي مردم؟