در تمام اين مدت در آلمان بوديد؟
خير! گاهي به كشور فرانسه هم سفر مي كردم و مدتي البته كوتاه هم در آن كشور بودم.

فعاليت هنري تان را از چه سالي آغاز كرديد؟
من متولد سال ١٣١٢ در باد كوبه هستم و از سال ١٣٣٠ فعاليت هنري ام را در «تاتر پارس» با آقايان منوچهر قاسمي، كامل حلمي و ديگر دوستان شروع كردم. به خاطر دارم كه در آن زمان چيزي در حدود ٣ يا ٤ ماه يك تاتر را تمرين مي كرديم تا در يك صبح جمعه آن را اجرا كنيم.

چه شد كه به عالم سينما وارد شديد؟
از طريق روابطي كه با كارگردانان تاتر و هنرپيشه ها داشتم كم كم با بازي در يكي دو فيلم وارد عرصه سينما شدم و در طول مدت زمان فعاليت هنري ام در ٥٠ فيلم بلند سينمايي بازي كردم.

نام تعدادي از آنها را به خاطر داريد؟
دلهره، ضربت، يك قدم تا مرگ، اضطراب، دزد سياهپوش، كردي از جنوب شهر، بي عشق هرگز، ميخك سفيد، ميخك نقره اي و بسياري ديگر كه در حال حاظر حضور ذهن ندارم.

از چه سالي فعاليت خود را به عنوان يك دوبلور آغاز كرديد؟
سال ١٣٣٨ بود كه در تاتر آناهيتا كار مي كردم و از همان زمان وارد دنياي دوبله شدم .

در اين مدت كه در ايران نبوديد فعاليت هنري داشتيد؟
بله! من در آلمان عضو انجمن فرهنگي آن كشور بودم.

زبان آلماني را در كشور خودمان فرا گرفته بوديد؟
خير! وقتي به آلمان رفتم سال ١٣٦٠ بود. فرزندانم پس از اين كه به ديدارشان رفتم از من خواستند تا در آلمان بمانم و من هم كه تصميم به اقامت در آن كشور داشتم بلافاصله به فرا گرفتن زبان آلماني مشغول شدم و اولين فعاليتهاي هنري ام را با تاتر در آلمان شروع كردم.

نمايشنامه هاي ايراني هم كار مي كرديد؟
بله! چندين اثر از آثار آقايان بيضايي و بهرنگي را به زبان ايراني و آلماني در آنجا كار كرديم تا اين كه بار ديگر به كار دوبله در آن كشور مشغول شدم.

شرايط دوبله در آلمان به چه صورت است؟
آنجا به ازاي هر يك كلمه،٤ يورو حق الزحمه پرداخت مي كنند. هر فيلمي يا برنامه اي را هم كه دوبله كني بلافاصله پس از خروج از استوديو دستمزدت را نقد مي پردازند.

چه كسي شما را براي دوبله انتخاب مي كرد؟
مديران دوبلاژ با من در تماس بودند و هر گاه قرار بود در فيلمي حرف بزنم از ١٥ روز قبل قرار كاري متن دوبله فيلم كه مربوط به خودم مي شد به دستم مي رسيد تا بر روي آن كار كنم.

خاطره اي از فعاليت گويندگان در آلمان نداريد؟
روزي در اتاق ضبط صدا بين دو گوينده نشسته بودم و خب آنها هم اصلا خبر نداشتند كه من آلماني نيستم. چون ظاهر من هم شبيه به خود آنها بود تصور مي كردند كه من يك دوبلور غريبه آلماني هستم. وقتي كار دوبله شروع شد چيزي در حدود ٥ بار در يك قطعه نسبتا طولاني را تكرار كرديم دليل اصلي آن هم اشتباه گويندگان آلماني بود و من در هر ٥ مرتبه بدون اشكال متن خودم را گقتم. تا اين كه صداي اتاق صدابردار به داخل وصل شد و به دو گوينده اي كه در رو طرف من نشسته بودند گفت: « خجالت نمي كشيد اين مرد (بوتيمار) يك خارجي است و آنوقت شما دوباره اشتباه مي كنيد.» اينجا بود كه آنها به من نگاه مي كردند و پرسيدند شما كجايي هستيد. من هم گفتم ايراني هستم .

دليل اين تفاوت را در چه مي دانيد؟
در دقت و وسواس كه دوبله ايران نسبت به اين امر خطير بكار گرفته مي شد و خب من نيز در همين دستگاه كار كرده بودم و بقولي سطح كاري ام در حد دوبله قدرتمند ايران بود.

با اين حساب در طول اين مدت از فضاي دوبله جدا نبوديد؟
خير! من هرگز از عشقم نبودم و در آلمان هر گاه در كوچه و خيابان مي ديدم كه در گوشه اي از شهر پروژكتوري روشن است و عده اي مشغول ضبط تصوير هستند بلافاصله به نزديكي آنها مي رفتم و شيوه كاري كار گردان ها و هنر پيشه ها را زير نظر مي گرفتم.

در اين مدت طولاني هرگز به وطن باز نگشته بوديد؟
چند بار آمدم اما خيلي كوتاه و بلافاصله به آلمان باز گشتم.

حالا كه به ايران بازگشته ايد باز هم قصد رفتن داريد؟
خير! اينبار آمده ام تا باز هم در كشورم و براي مردم خوب عزيزم كه هموطنان واقعي خودم هستند كار كنم.

چه شد كه در فصل بهار به ايران آمديد؟
سال گذشته در آلمان بودم كه خبر درگذشت خانم ژاله كاظمي را شنيدم و متاسفانه نتوانستم براي شركت در مراسم وي به تهران بيايم اما امسال برنامه هايم را طوري هماهنگ كردم تا در سالگرد درگذشت همكار سابقم حضور داشته باشم.

حالا قصد داريد در عالم دوبله فعاليت كنيد يا تاتر و سينما؟
برايم فرقي نمي كند اينها همه جزو علايق شخصي من است كه به آنها عشق مي ورزم. در دوبله و سينما براي انجام هر نوع خدمتي آمادگي كامل دارم.
از اين كه در گفت و گو با هفته نامه سينما شركت كرديد متشكرم.
من هم از شما متشكرم و اميدوارم توجه اين هفته نامه نسبت به دوبله همچنان ادامه داشته باشد