مسعود نجفي
چنگيز جليلوند يكي از صداهاي جاودانه در هنر- صنعت دوبلاژ ايران و از پيشكسوتان اين عرصه است كه تاكنون به جاي بازيگران مطرح بسياري در سينماي ايران و جهان صحبت كرده است. وي علت رفتنش به خارج از ايران را تحصيلات فرزندانش ميداند و ميگويد در تمام سالهايي كه در ايران نبوده دلش اينجا بوده و دوست داشته فرصتي دست ميداد تا دوباره بتواند يك ديالوگ بگويد. وي در دوران شكوفايي دوبله ايران نقش به سزايي را ايفا كرده است كه بدون اغراق ميتوان گفت مردم فقط آن شخصيتها را با صداي جليلوند ميپذيرفتند. جليلوند در گفتوگويي از وضعيت دوبله، زندگي و خاطرات خود سخن گفت كه در زير ميآيد.
در مورد دوبله در سالهاي گذشته و ارتباط دوبلور و كارگردان بگوييد؟
آن زمان وقتي فيلميرا دوبلهميكرديم يك ارتباطي بين من و كارگران بود و اصلا هنرپيشهنميآمد ببيند كه ما چكار ميكنيم و اصلا وقت اينكه بيايند سردوبلاژ را نداشتند و شايد هم فكر ميكردند بيايند برايشان افت دارد! چراكه نميتوانند به جاي خودشان صحبت كنند ولي مرحوم فردين معمولا در فيلمهايي كه خودش كارگردان بود ميآمد و يك نگاهي ميكرد.
به نظر خودتان بهترين كاري كه دوبله كرديد چه بوده است؟
فكر ميكنم يكي از قشنگترين كارهايي كه در سينما دوبله كردم فيلم طوقي ساخته علي حاتميبود كه به جاي وثوقي و ملك مطيعي صحبت ميكردم و هر دو، صداهايي كاملا متفاوت داشتند. وقتي چيزي را به جاي وثوقي گفتم حالتي بين براندو و نيومن داشتيم كه كاملا روي صورت او مينشست. تقريبا 70 درصد فيلمهاي وثوقي را من صحبت كردم و بقيه را هم افرادي مثل منوچهر اسماعيلي و منوچهر زماني دوبله كردند.
مگر بهروز وثوقي به جاي خودش صحبت نميكرد؟
خير وثوقي فقط در گوزنها و تنگسير بود كه به جاي خودش حرف زد.
قبل از انقلاب شما به جاي سه بازيگر مطرح آن زمان حرف ميزديد در اين باره بيشتر توضيح دهيد؟
بله بهروز وثوقي، مرحوم محمد علي فردين و ناصر ملكمطيعي سه تيپ مختلف بودند كه هر سه را دوست داشتيم، ولي جاي فردين خيلي راحت و حساس بودم و هميشه سعي ميكردم كار او متفاوت باشد. در آمريكا وقتي خبر فوتش را شنيدم گريهام گرفت. اما در حاليكه تمام تلويزيونهاي ايراني در اروپا و آمريكا من را دعوت كردند تا درباره او صحبت كنم من جواب رد دادم و گفتم اگر فردين مرده من هم مردهام.
آخرين كارهايي كه قبل از انقلاب انجام داديد خاطرتان هست؟
سفر سنگ ساخته مسعود كيميايي آخرين فيلم تقريبا همزمان با انقلاب اسلاميبود كه مدير دوبلاژ بودم و به جاي سعيد راد صحبت كردم. غازهاي وحشي و شعله هم آخرين فيلمهاي خارجي بودند. يك فيلم هم از سيلوستر استالونه بود كه حتي آنونسش را گرفتيم اما فرصت نشد آن را دوبله كنيم و ايران را ترك كردم.
چرا ايران را ترك كرديد؟
بچههايم پيش از انقلاب در انگلستان درس ميخواندند و بايد برايشان پول ميفرستادم كه مشكل بود، با مادرشان صحبت كردم و ديديم خودمان هم بايد بالاسرشان باشيم و اگر برگرديم به تحصيلشان لطمه ميخورد. همگي به آمريكا رفتيم و در آنجا مقيم شديم تا بچهها به سرانجاميبرسند كه خوشبختانه الان هر سه فرزندم به وضعيت خيلي خوبي رسيدهاند.
آيا در خارج از ايران كار هنري ميكرديد؟
نه در 24 سالي هم كه در خارج از كشور بودم حرفهاي داشتم كه اصلا ارتباطي با هنر نداشت.
چطور توانستيد كار دوبله را ترك كنيد؟
من عاشق كار دوبله بودم و عاشقانه اين كار را دوست داشتم و ترك كردنش هم مثل اين بود كه يك چيزي را كه به آن اعتقاد داشتم از بين رفته باشد و خيلي ناراحت بودم، يك وقت شغل، آدم را كنار ميگذارد و يك وقت خود آدم، شغل را كنار ميگذارد، من موقعي كه كنار رفتم هيچ عيب و ايراد و مسئله خاصي نداشتم و خودم شغلم را مجبور شدم كنار بگذارم.
در مورد بازگشت به ايران و ادامه فعاليت هنريتان بگوييد؟
با بازگشت به اينجا با فيلم «عصر روح» شروع كردم كه به جاي ليام نيسن حرف زدم، حتي فكر ميكردم نتوانم اين كار را انجام دهم ولي خوشبختانه گفتيم در فيلم بعدي هم به جاي جت لي صحبت كردم كه دست گرميبود و چون ديالوگ كم داشت فقط ميخواستم راه بيافتم. الان حتي اگر يك ميليون هم بدهند اين كار را نميكنم. يك يا دو فيلميكه مجبور شدم كار كنم فقط دليلش اين بود كه مجددا با حركات لب و دهن آشنا شوم. بعضيها ميگويند دوبله هنر نيست در صورتي كه اگر نبود همه ميتوانستند دوبله كنند. بعضيها هم ميگويند دوبله جنايت و خيانت است!. شما كه الان از «بيلياردباز پل نيومن خاطره داريد به راستي آيا اگر اين فيلم دوبله نميشد و شما آن را ميديديد اينقدر از آن خاطره داشتيد؟ از هر كسي ميپرسيم ميگويند، ميگويند پل نيومن را به خاطر صدا و ديالوگي كه رويش بود دوست داريم همينطور مارلون براندو.
درباره موسسه قرن 21 توضيح دهيد؟
جعفري مدير اين موسسه واقعا عاشق سينما است اگر سينما 5 نفر مثل او را داشت متحول ميشد. به قول بعضيها او فقط دوست دارد هزينه كند تا فيلمها را به زبان فارسي ببيند!. من در اين موسسه مديريت داخلي استوديو را به عهده دارم و با اختيارتام كليه كارهاي يك فيلم به مسئوليت من انجام ميشود.
وضعيت كنوني دوبله را در كشور چگونه ارزيابي ميكنيد؟
الان وضعيت بد نيست و فكر ميكنم دارد بهتر ميشود.
ولي ناگفته نماند كه فكر ميكنم ديگر در ايران، از آن دوبلههاي درخشان و ماندگار خبري نيست. چون سينماي ما به لحاظ اكران و نمايش فيلمهاي مطرح خارجي درهاي خود را بر روي جهان خارج بسته است و اين اكران محدود فيلمهاي خارجي جوابگوي دوبله نيست.
زماني بهترين فيلمهاي جهان همزمان در سينماهاي ايران اكران ميشد. صدابرداري سرصحنه نيز در آن زمان رايج نبود اما الان وضعيت 180 درجه فرق كرده است.
اما با تمامي اين شرايط از زماني كه به ايران بازگشتهام برخلاف بسياري از دوستان و همكاران به آينده اين حرفه بسيار اميدوارم. جوانهاي بسيار مشتاق و مستعدي را ديدهام كه با اندكي مديريت و با گذشت مدت زماني ميتوانند بارقههايي از آن گذشته درخشان را تكرار كنند. اين جوانهاي مشتاق و بسيار مستعد احتياج به پشتيباني و حمايت دارند و با راهاندازي واحدهاي دوبله جديد ميتوان به آيندهاي كه به آن اشاره كردم نزديك شد.
ورود فيلمهاي مطرح خارجي به شبكه ويديويي كشور و دوبله آنها را چگونه ارزيابي ميكنيد؟
به نظر من اين اتفاق بسيار خوب است هر فيلم سينمايي فقط بر روي پرده سينماست كه معني ميدهد، اما براي جان بخشيدن دوباره به دوبله همين فيلمهاي ويديويي نيز آغاز مناسبي ميتوانند محسوب شوند. به عنوان مثال خود من هرچند كه بيش از 24 سال از ايران دور بودهام اما انگيزه و شوق فراواني براي فعاليت مجدد و احياي دوبله دارم.
ميتوانيد از چند آثار دوبله شده موفق نام ببريد؟
يكي، فيلم بيمار انگليسي (آنتوني منگولا) است كه به جاي ويلم دافو صحبت كردهام و از آن هم بسيار راضي و خشنودم و ديگري فيلم كي پكس است كه به جاي كوين اسپيسي صحبت كردهام. فيلم فضاي بسيار خوبي دارد و جان ميداد براي دوبله!. از كارهاي آينده هم ميتوانم به فيلمهاي ترميناتور 3 (جاناتان ماستو - محصول 2003 آمريكا) و score امتياز اشاره كنم كه در اين آخري به احتمال فراوان به جاي مارلون براندو و رابرت دنيرو صحبت خواهم كرد.
در گذشته از صحبت كردن به جاي كدام بازيگر خارجي احساس خوشايندي داشتيد؟
من در آن زمان هميشه از صحبت كردن به جاي ريچارد برتون لذت ميبردم نمونه كامل كارم با برتون در فيلم چه كسي از ويرجينياوولف ميترسد؟ (مايك نيكولز) است.
من حتي زماني كه در آمريكا بودم در لحظات تنهايي صدا و نوار ريچارد برتون در اين فيلم را براي خودم ميگذاشتم و بارها به آن گوش ميدادم. به برت لنكستر نيز بسيار علاقه داشتم هم به خودش به عنوان يك بازيگر و شخصيتش. از ميان فيلمهاي لنكستر به حرفهايها (ريچارد بروكس) بسيار علاقهمندم به صورتي كه در زمان دوبله فيلم خانوادهام را نيز به استوديو بردم تا كارم را از نزديك ببينند.
از كدام فيلم حرف زدن به جاي نيومن را آغاز كرديد؟
من صحبت كردن به جاي پل نيومن را از فيلم كسي آن بالا مرا دوست دارد (رابرت وايز) شروع كردم و تا زمانيكه در سال 1358 از ايران رفتم تمامي فيلمهاي پل نيومن را دوبله كردم.
اگر خاطرهاي از آن سالهاي طلايي دوبله داريد خوشحال ميشويم بگوييد؟
در آنزمان رايج بود كه نمايندهاي از سوي كمپاني سازنده هنگام دوبله فيلم معروفي به استوديوي دوبله ميفرستادند در هنگام دوبله پدر خوانده (فرانسيس فورد كاپولا) نماينده كمپاني نيز حضور داشت و زمانيكه من ديالوگهايي از براندو را در فيلم گفتم وي تا مدتي خيره به پرده نگاه كرد و آنگاه رئيس استوديو را خطاب قرار داد و با صداي بلند گفت: اين فلان فلان شده كه خود براندوست، با براندو اصلا مو نميزند! و من كه از بد دهاني وي ناراحت شده بودم ديگر كار را قبول نكردم اما او زمانيكه از در استوديو خارج ميشد رو به من كرد و گفت: good like mr brando .
پس از رفتن وي، مدير استوديو كه امتناع مرا ديد خواست دستمزد مرا به دلار بدهم اما من نپذيرفتم. آنها بالاجبار از افراد بسياري تست گرفتند تا آقاي نوربخش با تائيد من به جاي مارلون براندو در نقش دون كورلئونه صحبت كرد.
حرف آخر؟
در سالهايي كه نبودم هميشه دلم اينجا بود و دوست داشتم بيايم و حتي فقط يك رل كوچك بگويم. ريشه من در ايران است و هر چقدر آنجا در رفاه باشم غم دوري از وطن در دل من ميگذرد وتا موقعيت پيدا شد برگشتم. از طرف مديريت موسسه قرن 21 از من دعوت شد و خودم هم ديدم ديگر بچهها به من احتياجي ندارند الان هم مرتب در رفت و آمد هستم و به بچههايم سرميزنم .