همراه با ناصر طهماسب گوينده مولف دنياي دوبله
اتفاقا به اين نقش گويي هاي پيچيده در کارنامه تان خواهيم رسيد که از اوايل دهه 1340 که همزمان با ورود شما به دوبلاژ بود، آغاز شد؟
به هر حال ما چند گوينده داريم که گوينده مولف هستند. در واقع با صدايشان نقش ها را تاليف مي کنند. در دوبله متني را در اختيار داريم که بايد خوانده شود که آن متن و شيوه بيانش خوراک صحنه را مي سازد. شما به عنوان گوينده بايد متن را بخوانيد و نمي توانيد آن را دستکاري کنيد؛ اما نکات ريزي در بيان کلمات وجود دارد که قدرت شخصيت را نشان مي دهد. روزي به يکي از همکاران گفتم در کارتان دقيق باشيد. فکر کنيد که کار آخرتان است. شايد لحظه بعد نباشيد. بايد حکم وصيتنامه برايتان داشته باشد. چرا در اجراي صدايتان ارزان فروشي يا گرانفروشي مي کنيد؟ عدل را رعايت کنيد. بعد نقشت را پر رنگ کن. چرا فکر مي کني مردم متوجه نمي شوند؟ شما در تاريکي استوديو کاري انجام مي دهيد براي مردمي که اصلا آنها را نمي بيني ، اما آنان افرادي هستند که با عواطف ، درک و فهم شان فيلم ها را مي بينند و تشخيص مي دهند. بايد بتواني هر مخاطبي را تصرف کني تا آنان هم به تو اعتماد کنند. قصد تخطئه ندارم ، ولي هر کاري که انجام داده ام معمولا سعي کرده ام جان کلام را رعايت کنم.
فراموش کردم بگويم بويژه درباره آثار زنده ياد علي حاتمي که با دوبله تاليف مي شدند، مثلا نقش محمد ابراهيم (با نقش آفريني به يادماندني محمدعلي کشاورز) در فيلم مادر در اتاق ضبط تاليف شد. به گونه اي که دومرتبه ساخته شد.
براي مثال نقش گويي منوجهر اسماعيلي به جاي شخصيتي که نام برديد، با حضور شما و زنده ياد حاتمي در استوديو شخصيت پردازي صدايي مي شد؟
تفکري پشت آن ديالوگ ها بود که به چه سمت و سويي رود. چطوري فاصله طبقاتي و فرهنگي آدمها حفظ شود. يکي قصاب بود و ديگري کارمند بانک يا آقاي علي نصيريان در کارشان شايسته هستند، ولي نقش هايش در اتاق دوبله ساخته مي شد و حتي نقش اسماعيل محرابي در هزار دستان. اين تاليف بايد طعم خود آن نقش را بدهد.
يا نقش زنده ياد جهانگير فروهر در فيلم سوته دلان با صداي شما حال و هواي ديگري دارد.
به خاطر اين که ديالوگ ها مطابق صحنه و موقعيت آدم ها بود و بايد در حفظ آن امانتداري صورت مي گرفت.
در کارنامه شما نقش گويي به جاي کري گرانت ديده مي شود که در دوبله فيلم هاي بدنام (به مدير دوبلاژي هوشنگ لطيف پور)، پدر غاز و... لايه هايي از طنز و شيک بودن نقش هاي گرانت را در صدايتان به کار برده ايد که به ياد ماندني است و کاملا با چهره کري گرانت تناسب دارد؛ اما اوج قله کاري شما، صداپيشگي به جاي جک نيکلسون و اجراي شاه نقش صداي مک مورفي در دوبله ديوانه اي از قفس پريد است. بخصوص آنجا که شما با حرارت فرياد مي زنيد: «رئيس توپ رو بنداز، رئيس توپ رو بنداز».
در مورد کري گرانت بايد بگويم اين هنرپيشه ها با عنصري در سينما بازي مي کردند به نام نجابت. يعني شما هيچ مطلب حاشيه اي نمي توانيد به آنان بچسبانيد؛ مثلا به جاي گري کوپر در فيلم هاي وراکروز، ماجراي نيمروز و گلوله آتشين نقش گفتم.
چقدر کوپر از لحاظ شخصيتي تميز و پاکيزه است. نجابت دارد. هيچ حرف توهين آميزي نمي زند. اين چيزهاي نجيبانه در هاليوود آن روزگار بوده است. هنرپيشگان الان نفوذ ندارند. بازي هاي خوبي دارند مثل تام هنکس ، اما مانند قديمي ها جلوه انساني کمتري در فيلم هايشان دارند، يا گري گوري پک را وقتي در فيلمي مي بينيد متوجه وقارش مي شويد. اگر غذايي مي خورد شماي بيننده لذت مي بريد. چه رفتار سنجيده و مردانه اي دارد. در بزرگان سينماي کمدي کلاسيک اين نجابت وجود دارد، مانند چارلي چاپلين ، هارولد لويد و... اينها شرارت ندارند. بعدها به تدريج نقش ها از آن صورت زيبا و نجيبانه خارج و تبديل مي شوند به آدم هايي که کمي خباثت دارند. جک نيکلسون مهار ندارد. حضورش در جاي جاي صحنه پررنگ است ، شما آن را هر جا مي بينيد.
پس شما شرارت را همه جانبه در چهره ، صدا و بازي نيکلسون ديديد؟
در رفتگان ، خود شرور واقعي است.
براي اين نقش گويي ها انرژي گذاشتيد يا بازي نيکلسون به شما انرژي داد؟
نيکلسون بخوبي توانسته آن بهم ريختگي اجتماعي را که شخصيت مک مورفي در آن اسير است ، نشان دهد. اگر شما هاليوود را به عنوان مسابقه هاي المپيک در نظر بگيريد، نيکلسون آن بالاهاست. شما نبايد با کلمه اي نابجا يا ديالوگي اضافه خرابش کنيد. بايد با بافت بازيش همراه شويد، جوري که اندازه گويي را به کار بريد. بعضي گويندگان که اندازه ها را نمي شناسند به نقش صدمه مي زنند، انگار که روغن داغش را زياد کنند!
روند نقش گويي به جاي جک نيکلسون با فيلم هاي محله چيني ها و آخرين قارون طي شد تا اين که د ر فيلم تلالو به جاي شخصيت نويسنده روان پريش (جک تورنس)، نقش ماندگاري را گفتيد.
به هر حال اثر شاخصي از استنلي کوبريک بود که دوبله اش را خطرناک مي کرد. از اين نظر که بين خوب يا بد شدن يک گام فاصله داشت ، بايد کار اعلايي انجام مي داديم.
در دوبله سريال هاي تلويزيوني قبل از انقلاب نيز حضور داشتيد؟
بله. از سريال فراري در استوديو کاسپين شروع شد و بعدش سريال هاي تعقيب ، خفاش ، مردي از آنکل و... ادامه پيدا کرد. خيلي فيلم هاي ديگر هم بود.
خاطره صدايتان در کارتون يوگي و دوستان (صحبت به جاي کاپيتان يوگي) هنوز هم ميان علاقه مندان به دوبله کارتون ماندگار است.
دوبله کارتون باگزباني از آن هم بهتر بود. شما آن را حتما نديده ايد. دوبله يوگي و دوستان ، کار صادق ماهرو در تلويزيون فيلم بود. کارها را نبايد از هم سوا کرد. همه را بايد با کيفيت خوب دوبله کرد. حالا دوبله کارتون مگر کار ضعيفي است؟
هم اکنون رابرت دنيرو، ادي مورفي ، تام هنکس ، کامرون دياز و... در بهترين کارتون ها صحبت مي کنند. پس با کاري حسابي روبه رو هستيد. بامزگي در دوبله اين آثار خلاقيت مي خواهد، چون بچه ها کارتون را مي بينند و همين ها هستند که زبان آتيه مملکت را مي سازند. اين کارتون هايي که الان پخش مي شود و خيلي از بچه ها نمي بينند و خودشان را با چيزهايي ديگر سرگرم مي کنند، براي اين است که دوبله اش کشش ندارد، بي مزه است. هنگام دوبله اش فکر کردند کار کوچکي انجام مي دهند.
همکاري شما با زنده ياد علي حاتمي از اولين آثارش يعني حسن کچل ، طوقي و... آغاز شد که در اين ميان دوبله سوته دلان ، کمال الملک ، هزاردستان و مادر منحصر به فرد است. دوبله آثار حاتمي چند روزه بود؟
اصلا قانوني نداشت. فيلم حاجي واشنگتن 20 روز طول کشيد، چون خود ديالوگ ها سخت بود و بايد آقاي عزت الله انتظامي نقششان را مي گفتند.
سريال ارتش سري (به مدير دوبلاژي ايرج رضايي) دوبله فاخري داشت.
خود شما در کنار گويندگان باتجربه اي چون عطائالله کاملي ، رفعت هاشم پور، جلال مقامي ، خسرو خسروشاهي و... حضور داشتيد که نقش کسلر را مي گفتيد. آيا در کنار ترکيب بهترين دوبلورها بود که اين گونه نقش را خاطره انگيز کرديد؟
مي تواند همه اينها باشد، اما اصل موضوع اين است که شخصيت مثبت و منفي نداريم ، يعني اگر شخصي به ناجنس تبديل مي شود ما به ازاي بيروني دارد. شرايط آدم ها را وادار مي کند. آن شخصيت حق به جانب بود. کسي هم که اين طور شود، طلب دارد. هر چه مي گويد از نظرش قطع به يقين است ولاغير. بعد با آن ظرافت دستانش را مي شست ، پس طبيعت اين مرد نفاست دارد. ادب دروني دارد. همين ظرافت هاست که به گوينده خط مي دهد. به ياد دارم زنده ياد حسن عباسي به جاي گرچو مارکس صحبت مي کرد. يک نکته جالبي به من گفت که گرچو مارکس هر موقع تعجب مي کند يک پايش را بالا مي گيرد. هيچ کس به اين دقت نکرده بود، ولي آن دوبلور ديده بود.
به هارولد لويد اشاره اي داشتيد که در قسمت ميان نويسي فيلم هايش شما نوشته ها را با لحني از خنده پنهان اجرا کرديد؟
ابتدا بين زنده ياد منوچهر نوذري و من يکي را براي دوبله هارولد لويد انتتخاب کردند. اوايل زياد هم مايل نبودم ، ولي به تدريج از آثارش خوشم آمد.
صداپيشگي به جاي شخصيت هاي شرور نيازمند انعطاف قابل توجه در صداست که براي مثال صداي پرسوناژ تئودور آستروک در دوبله سريال مدار صفر درجه (به مدير دوبلاژي بهرام زند) از جمله اين نقش گويي هاست.
وضعيت هاي متغير باعث فاسق شدن اشخاص مي شود. شما اثر بينوايان را در نظر بگيريد. شخصيت ژاور (با بازي جان مالکوويچ) مرد محترمي است. پليسي قانونمند که با نظم سروکار دارد. او در برابر نفوذ مسيحيت در ژان والژان شکست مي خورد و خودش را مي کشد.
نوشته ويکتور هوگو قدرت استغفار و بخشش را نشان مي دهد. از نظرم ژاور شخصيت خبيثي نيست.
تا به حال به جاي شيطان صحبت نکرده بوديد که اين مهم در سريال ابراهيم خليل الله (اثر محمدرضا ورزي) اتفاق افتاد.
(مي خندد) مايل بودم فخرالدين صديق شريف نقشش را بگويد.
حالا به هر حال گفتم ، چون علاقه محمدرضا ورزي را به کارهاي علي حاتمي ديدم که به سبک و سياق آثار حاتمي علاقه دارد و درخواست کرد اين نقش را بگويم.
منوچهر اسماعيلي در دوبله محمد رسول الله (ص) انتخاب هاي جالبي داشت. از صداي نصرالله مدقالچي به جاي ابوسفيان بگيريد تا صداي شما براي نقش بلال حبشي.
چون نقش خودش خوب بود. نوع لباس و گريم به بيان کمک مي کند تا گوينده بيان تاريخي داشته باشد. در فيلم هاي تاريخي دست دوبلورها بازتر است و جاي کار بيشتري دارند.
سريال هشدار براي کبري 11 به سرپرستي شما دوبله شده است. جالب است صداي شما در آن شنيده نمي شود.
بعضي فيلم ها براي برخي صداها مناسب است. مثلا صداي جلال مقامي به نقش سمير مي خورد. يک شادي و شنگولي در شخصيت است. نمي دانم چرا تلويزيون فيلم ملکوت آسمان (ريدلي اسکات) را نشان نمي دهد. دوبله اش کار پرزحمتي بود. روزي يکي از مترجمان را ديدم. به من گفت نقش را از خود کوين اسپيسي بهتر مي گويي.
در فيلم هاي مظنونين هميشگي ، گلن گري و گلن راس و بخصوص فيلم هفت (اثر ديويد فينچر) که کوين اسپيسي با آن دست هاي خون آلودش به اداره پليس وارد مي شود و شما مي گوييد بازرس! بازرس! معرکه است.
کمتر مي شود فيلمي را 2 بار ببينم. چون وقتي هر بار ببيني ، متوجه کاستي هاي کارت مي شوي. مي گويي اي کاش اين طوري نبود؛ اما کار در لحظه ، شيريني ديگري دارد. بسياري از منتقدان از دوبله دختر خداحافظي و نقش گويي به جاي ريچارد دريفوس تعريف مي کردند. وقتي فيلم را دوباره ديدم ، به نظرم آمد چيز خاصي نيست (مي خندد). درباره فيلم هفت ، مدت ها بود که کار نکرده بودم. با بي ميلي رفتم. هيچ شناختي هم از اسپيسي نداشتم. ولي او فوق العاده بود. گاهي جوري حرف مي زني که تبديل به شطحيات و طامات مي شود. وقتي کار اين طوري پيش رفت احساس مي کني دست خودت نيست.
در جشنواره فيلم فجر چند سال پيش ، فيلم نه چندان جذاب از کشور فنلاند به نام براي مردگان و زندگان را ديدم که با دوبله ديدني تر شده بود. چرا هم اکنون از اين دست دوبله ها در جشنواره ها کمتر مي بينيم؟
دوبله اش کار خودم بود. خانم مينو غزنوي هم حضور داشتند که خيلي در صحنه هاي غمگين فيلم ناراحت مي شد. فيلم موثري بود. الان فيلم هاي خوب را با دوبله نامناسب خراب مي کنند. ريتم ديالوگ مناسب ندارند. دوبله فيلم بايد پيام داشته باشد که هر بار با ديدنش ، درخشان باشد
به هر حال ما چند گوينده داريم که گوينده مولف هستند. در واقع با صدايشان نقش ها را تاليف مي کنند. در دوبله متني را در اختيار داريم که بايد خوانده شود که آن متن و شيوه بيانش خوراک صحنه را مي سازد. شما به عنوان گوينده بايد متن را بخوانيد و نمي توانيد آن را دستکاري کنيد؛ اما نکات ريزي در بيان کلمات وجود دارد که قدرت شخصيت را نشان مي دهد. روزي به يکي از همکاران گفتم در کارتان دقيق باشيد. فکر کنيد که کار آخرتان است. شايد لحظه بعد نباشيد. بايد حکم وصيتنامه برايتان داشته باشد. چرا در اجراي صدايتان ارزان فروشي يا گرانفروشي مي کنيد؟ عدل را رعايت کنيد. بعد نقشت را پر رنگ کن. چرا فکر مي کني مردم متوجه نمي شوند؟ شما در تاريکي استوديو کاري انجام مي دهيد براي مردمي که اصلا آنها را نمي بيني ، اما آنان افرادي هستند که با عواطف ، درک و فهم شان فيلم ها را مي بينند و تشخيص مي دهند. بايد بتواني هر مخاطبي را تصرف کني تا آنان هم به تو اعتماد کنند. قصد تخطئه ندارم ، ولي هر کاري که انجام داده ام معمولا سعي کرده ام جان کلام را رعايت کنم.
فراموش کردم بگويم بويژه درباره آثار زنده ياد علي حاتمي که با دوبله تاليف مي شدند، مثلا نقش محمد ابراهيم (با نقش آفريني به يادماندني محمدعلي کشاورز) در فيلم مادر در اتاق ضبط تاليف شد. به گونه اي که دومرتبه ساخته شد.
براي مثال نقش گويي منوجهر اسماعيلي به جاي شخصيتي که نام برديد، با حضور شما و زنده ياد حاتمي در استوديو شخصيت پردازي صدايي مي شد؟
تفکري پشت آن ديالوگ ها بود که به چه سمت و سويي رود. چطوري فاصله طبقاتي و فرهنگي آدمها حفظ شود. يکي قصاب بود و ديگري کارمند بانک يا آقاي علي نصيريان در کارشان شايسته هستند، ولي نقش هايش در اتاق دوبله ساخته مي شد و حتي نقش اسماعيل محرابي در هزار دستان. اين تاليف بايد طعم خود آن نقش را بدهد.
يا نقش زنده ياد جهانگير فروهر در فيلم سوته دلان با صداي شما حال و هواي ديگري دارد.
به خاطر اين که ديالوگ ها مطابق صحنه و موقعيت آدم ها بود و بايد در حفظ آن امانتداري صورت مي گرفت.
در کارنامه شما نقش گويي به جاي کري گرانت ديده مي شود که در دوبله فيلم هاي بدنام (به مدير دوبلاژي هوشنگ لطيف پور)، پدر غاز و... لايه هايي از طنز و شيک بودن نقش هاي گرانت را در صدايتان به کار برده ايد که به ياد ماندني است و کاملا با چهره کري گرانت تناسب دارد؛ اما اوج قله کاري شما، صداپيشگي به جاي جک نيکلسون و اجراي شاه نقش صداي مک مورفي در دوبله ديوانه اي از قفس پريد است. بخصوص آنجا که شما با حرارت فرياد مي زنيد: «رئيس توپ رو بنداز، رئيس توپ رو بنداز».
در مورد کري گرانت بايد بگويم اين هنرپيشه ها با عنصري در سينما بازي مي کردند به نام نجابت. يعني شما هيچ مطلب حاشيه اي نمي توانيد به آنان بچسبانيد؛ مثلا به جاي گري کوپر در فيلم هاي وراکروز، ماجراي نيمروز و گلوله آتشين نقش گفتم.
چقدر کوپر از لحاظ شخصيتي تميز و پاکيزه است. نجابت دارد. هيچ حرف توهين آميزي نمي زند. اين چيزهاي نجيبانه در هاليوود آن روزگار بوده است. هنرپيشگان الان نفوذ ندارند. بازي هاي خوبي دارند مثل تام هنکس ، اما مانند قديمي ها جلوه انساني کمتري در فيلم هايشان دارند، يا گري گوري پک را وقتي در فيلمي مي بينيد متوجه وقارش مي شويد. اگر غذايي مي خورد شماي بيننده لذت مي بريد. چه رفتار سنجيده و مردانه اي دارد. در بزرگان سينماي کمدي کلاسيک اين نجابت وجود دارد، مانند چارلي چاپلين ، هارولد لويد و... اينها شرارت ندارند. بعدها به تدريج نقش ها از آن صورت زيبا و نجيبانه خارج و تبديل مي شوند به آدم هايي که کمي خباثت دارند. جک نيکلسون مهار ندارد. حضورش در جاي جاي صحنه پررنگ است ، شما آن را هر جا مي بينيد.
پس شما شرارت را همه جانبه در چهره ، صدا و بازي نيکلسون ديديد؟
در رفتگان ، خود شرور واقعي است.
براي اين نقش گويي ها انرژي گذاشتيد يا بازي نيکلسون به شما انرژي داد؟
نيکلسون بخوبي توانسته آن بهم ريختگي اجتماعي را که شخصيت مک مورفي در آن اسير است ، نشان دهد. اگر شما هاليوود را به عنوان مسابقه هاي المپيک در نظر بگيريد، نيکلسون آن بالاهاست. شما نبايد با کلمه اي نابجا يا ديالوگي اضافه خرابش کنيد. بايد با بافت بازيش همراه شويد، جوري که اندازه گويي را به کار بريد. بعضي گويندگان که اندازه ها را نمي شناسند به نقش صدمه مي زنند، انگار که روغن داغش را زياد کنند!
روند نقش گويي به جاي جک نيکلسون با فيلم هاي محله چيني ها و آخرين قارون طي شد تا اين که د ر فيلم تلالو به جاي شخصيت نويسنده روان پريش (جک تورنس)، نقش ماندگاري را گفتيد.
به هر حال اثر شاخصي از استنلي کوبريک بود که دوبله اش را خطرناک مي کرد. از اين نظر که بين خوب يا بد شدن يک گام فاصله داشت ، بايد کار اعلايي انجام مي داديم.
در دوبله سريال هاي تلويزيوني قبل از انقلاب نيز حضور داشتيد؟
بله. از سريال فراري در استوديو کاسپين شروع شد و بعدش سريال هاي تعقيب ، خفاش ، مردي از آنکل و... ادامه پيدا کرد. خيلي فيلم هاي ديگر هم بود.
خاطره صدايتان در کارتون يوگي و دوستان (صحبت به جاي کاپيتان يوگي) هنوز هم ميان علاقه مندان به دوبله کارتون ماندگار است.
دوبله کارتون باگزباني از آن هم بهتر بود. شما آن را حتما نديده ايد. دوبله يوگي و دوستان ، کار صادق ماهرو در تلويزيون فيلم بود. کارها را نبايد از هم سوا کرد. همه را بايد با کيفيت خوب دوبله کرد. حالا دوبله کارتون مگر کار ضعيفي است؟
هم اکنون رابرت دنيرو، ادي مورفي ، تام هنکس ، کامرون دياز و... در بهترين کارتون ها صحبت مي کنند. پس با کاري حسابي روبه رو هستيد. بامزگي در دوبله اين آثار خلاقيت مي خواهد، چون بچه ها کارتون را مي بينند و همين ها هستند که زبان آتيه مملکت را مي سازند. اين کارتون هايي که الان پخش مي شود و خيلي از بچه ها نمي بينند و خودشان را با چيزهايي ديگر سرگرم مي کنند، براي اين است که دوبله اش کشش ندارد، بي مزه است. هنگام دوبله اش فکر کردند کار کوچکي انجام مي دهند.
همکاري شما با زنده ياد علي حاتمي از اولين آثارش يعني حسن کچل ، طوقي و... آغاز شد که در اين ميان دوبله سوته دلان ، کمال الملک ، هزاردستان و مادر منحصر به فرد است. دوبله آثار حاتمي چند روزه بود؟
اصلا قانوني نداشت. فيلم حاجي واشنگتن 20 روز طول کشيد، چون خود ديالوگ ها سخت بود و بايد آقاي عزت الله انتظامي نقششان را مي گفتند.
سريال ارتش سري (به مدير دوبلاژي ايرج رضايي) دوبله فاخري داشت.
خود شما در کنار گويندگان باتجربه اي چون عطائالله کاملي ، رفعت هاشم پور، جلال مقامي ، خسرو خسروشاهي و... حضور داشتيد که نقش کسلر را مي گفتيد. آيا در کنار ترکيب بهترين دوبلورها بود که اين گونه نقش را خاطره انگيز کرديد؟
مي تواند همه اينها باشد، اما اصل موضوع اين است که شخصيت مثبت و منفي نداريم ، يعني اگر شخصي به ناجنس تبديل مي شود ما به ازاي بيروني دارد. شرايط آدم ها را وادار مي کند. آن شخصيت حق به جانب بود. کسي هم که اين طور شود، طلب دارد. هر چه مي گويد از نظرش قطع به يقين است ولاغير. بعد با آن ظرافت دستانش را مي شست ، پس طبيعت اين مرد نفاست دارد. ادب دروني دارد. همين ظرافت هاست که به گوينده خط مي دهد. به ياد دارم زنده ياد حسن عباسي به جاي گرچو مارکس صحبت مي کرد. يک نکته جالبي به من گفت که گرچو مارکس هر موقع تعجب مي کند يک پايش را بالا مي گيرد. هيچ کس به اين دقت نکرده بود، ولي آن دوبلور ديده بود.
به هارولد لويد اشاره اي داشتيد که در قسمت ميان نويسي فيلم هايش شما نوشته ها را با لحني از خنده پنهان اجرا کرديد؟
ابتدا بين زنده ياد منوچهر نوذري و من يکي را براي دوبله هارولد لويد انتتخاب کردند. اوايل زياد هم مايل نبودم ، ولي به تدريج از آثارش خوشم آمد.
صداپيشگي به جاي شخصيت هاي شرور نيازمند انعطاف قابل توجه در صداست که براي مثال صداي پرسوناژ تئودور آستروک در دوبله سريال مدار صفر درجه (به مدير دوبلاژي بهرام زند) از جمله اين نقش گويي هاست.
وضعيت هاي متغير باعث فاسق شدن اشخاص مي شود. شما اثر بينوايان را در نظر بگيريد. شخصيت ژاور (با بازي جان مالکوويچ) مرد محترمي است. پليسي قانونمند که با نظم سروکار دارد. او در برابر نفوذ مسيحيت در ژان والژان شکست مي خورد و خودش را مي کشد.
نوشته ويکتور هوگو قدرت استغفار و بخشش را نشان مي دهد. از نظرم ژاور شخصيت خبيثي نيست.
تا به حال به جاي شيطان صحبت نکرده بوديد که اين مهم در سريال ابراهيم خليل الله (اثر محمدرضا ورزي) اتفاق افتاد.
(مي خندد) مايل بودم فخرالدين صديق شريف نقشش را بگويد.
حالا به هر حال گفتم ، چون علاقه محمدرضا ورزي را به کارهاي علي حاتمي ديدم که به سبک و سياق آثار حاتمي علاقه دارد و درخواست کرد اين نقش را بگويم.
منوچهر اسماعيلي در دوبله محمد رسول الله (ص) انتخاب هاي جالبي داشت. از صداي نصرالله مدقالچي به جاي ابوسفيان بگيريد تا صداي شما براي نقش بلال حبشي.
چون نقش خودش خوب بود. نوع لباس و گريم به بيان کمک مي کند تا گوينده بيان تاريخي داشته باشد. در فيلم هاي تاريخي دست دوبلورها بازتر است و جاي کار بيشتري دارند.
سريال هشدار براي کبري 11 به سرپرستي شما دوبله شده است. جالب است صداي شما در آن شنيده نمي شود.
بعضي فيلم ها براي برخي صداها مناسب است. مثلا صداي جلال مقامي به نقش سمير مي خورد. يک شادي و شنگولي در شخصيت است. نمي دانم چرا تلويزيون فيلم ملکوت آسمان (ريدلي اسکات) را نشان نمي دهد. دوبله اش کار پرزحمتي بود. روزي يکي از مترجمان را ديدم. به من گفت نقش را از خود کوين اسپيسي بهتر مي گويي.
در فيلم هاي مظنونين هميشگي ، گلن گري و گلن راس و بخصوص فيلم هفت (اثر ديويد فينچر) که کوين اسپيسي با آن دست هاي خون آلودش به اداره پليس وارد مي شود و شما مي گوييد بازرس! بازرس! معرکه است.
کمتر مي شود فيلمي را 2 بار ببينم. چون وقتي هر بار ببيني ، متوجه کاستي هاي کارت مي شوي. مي گويي اي کاش اين طوري نبود؛ اما کار در لحظه ، شيريني ديگري دارد. بسياري از منتقدان از دوبله دختر خداحافظي و نقش گويي به جاي ريچارد دريفوس تعريف مي کردند. وقتي فيلم را دوباره ديدم ، به نظرم آمد چيز خاصي نيست (مي خندد). درباره فيلم هفت ، مدت ها بود که کار نکرده بودم. با بي ميلي رفتم. هيچ شناختي هم از اسپيسي نداشتم. ولي او فوق العاده بود. گاهي جوري حرف مي زني که تبديل به شطحيات و طامات مي شود. وقتي کار اين طوري پيش رفت احساس مي کني دست خودت نيست.
در جشنواره فيلم فجر چند سال پيش ، فيلم نه چندان جذاب از کشور فنلاند به نام براي مردگان و زندگان را ديدم که با دوبله ديدني تر شده بود. چرا هم اکنون از اين دست دوبله ها در جشنواره ها کمتر مي بينيم؟
دوبله اش کار خودم بود. خانم مينو غزنوي هم حضور داشتند که خيلي در صحنه هاي غمگين فيلم ناراحت مي شد. فيلم موثري بود. الان فيلم هاي خوب را با دوبله نامناسب خراب مي کنند. ريتم ديالوگ مناسب ندارند. دوبله فيلم بايد پيام داشته باشد که هر بار با ديدنش ، درخشان باشد
+ نوشته شده در جمعه هفتم دی ۱۳۸۶ ساعت 1:6 توسط رضوی
|