مصاحبه ای چاپ نشده با زنده یاد منوچهر نوذری که پس از مرگش در روزنامه شرق به چاپ رسید
قسمت هایی از این مصاحبه که در مورد دوبله است را تقدیم دوستان می کنم:

- در میان برنامه های تلویزیونی از کدام به عنوان ماندگار یاد می کنید که مثلا" هر وقت بگویند تلویزیون یاد آن بیفتید؟

کار که زیاد داشتم ولی کار جالب کم است .مثلا" هزار دستان...

- خدا رحمت کند علی حاتمی را،به صدای شما خیلی علاقه داشت.

با هم رفیق بودیم و زیاد کار می کردیم تیتراژ آنچه که گذشت همین هزار دستان را من گفتم.قرار بود در فیلم حسن کچل هم بازی کنم.

- نقش پرویز صیاد را ؟

بله باید برای آن نقش سرم را می تراشیدم ولی کاری داشتم که نمی توانستم سرم را بتراشم.حاتمی نابغه بود.عاشق هنر پیشه ها بود .عاشق دوبلاژ بود.اکثرا" دیالوگ هایش را در دوبله عوض می کرد.این کار را دوست داشت.نمی دانم حال کفر است بگویم ولی چرا باید علی حاتمی برود و من نالایق بمانم...(زیر گریه می زند)..همیشه غصه اش را می خورم.حاتمی نابغه بود.کاش من به جای او می رفتم.

- ماندگارترین نقشی را که دوبله کردید و حسابی با آن حال کردید کدام بود؟

خیلی از نقش ها .من در دوبله هزار نقش گفتم.هنرپیشه ای نیست که من به جایش حرف نزده باشم.از جک لمون تا تونی کورتیس ، جیمز استیوارت ، گلن فورد ،اکثر نقش های راج کاپور جز سنگام و یکی دو فیلم دیگر که ایران نبودم...ولی سخت ترین رلی را که حرف زده ام می توانم بگویم در فیلم نقشه402 جای دنی کی بود که دو نقش در مقابل هم بازی می کرد.آن موقع تکنیک ضبط به این صورت نبود که جدا بتوانیم میکس کنیم. همه را باید با هم می گفتیم.یکی دوبله این فیلم سخت بود و دیگری فیلمی به نام په په که جای کانتین فلانس حرف زدم.دو پرده فیلم دو تا ده دقیقه جای برش وجود نداشت و ما بیست دقیقه پشت سرهم بدون نفس حرف زدیم.می بایست لایش نفس دزده می گرفتیم.من بعد از این فیلم دو شب دل درد گرفتم و بیمارستان خوابیدم. این دو رل مشکل بود و الان که فکر می کنم قشنگ ترین رلی که خودم پسندیدم و گفته ام قیلم سرگیجه آلفرد هیچکاک است که به جای جیمز استیوارت حرف زده ام
 
با بازیگران نقش هایی که به جایشان صحبت کرده اید ملاقات داشته اید؟

وقتی به ایران می آمدند با آنها برخورد داشتم ولی معمولا" موقعیتی پیش نمی آمد که بتوانیم خیلی صحبت کنیم.تنها راج کاپور بود که با من رفیق شد. من هم هند رفتم پیشش و هم انگلستان.او در اینجا دولا شد ودست مرا بوسید. می گفت تو معرف من به ملت ایران هستی و به تو مدیونم.یادم می آید فیلم عبور از رودخانه گنگ را که دوبله کرده بودیم،در لژ کنار هم نشسته بودیم و تماشا می کردیم.درفیلم یک صحنه است که او آواز می خواند و بلافاصله حرف می زند.من صدایم را تو دماغی کرده بودم و شبیه به صدای او.طوری که به نقش و بازی اش لطمه نمی زد.اویک دفعه در هنگام تماشای فیلم فریاد کشید براوو! مرا بغل کرد و بوسید.شب هم در کنفرانس مطبوعاتی خیلی به من لطف کرد. ببینید اینها در کشورهای خارجی ارزش دارد ولی در ایران نه.

_الان در دوبله همان شوق قدیم را دارید؟

دوبله که دیگر نمی روم.چهل و هفت سال رفتم دیگه بسه.محیط دوبله این را به من شناساند.دیگر برایشان فرقی نمی کند گوینده رل چه کسی است.شخصیت چه طوری حرف می زند. خوب است یا بد.فقط برایشان مهم این است که یک صدای فارسی روی فیلم گذاشته شود.به همین دلیل زده شده ام. شب در تلویزیون دوبله ها را نگاه کنید .کاملا" مشخص است.

_یعنی این همه زحمت و تلاش و کار شما را ندید گرفته اند؟

آنها نادیده گرفتند.کار به جایی رسیده که دیگر حرفه ای ها رغبتی به حضور در عرصه ندارند.کیفیت دوبله آن طوری که می بایست نیست.تشخیص اینکه چه کسی جای چه کسی صحبت کند و چه تیپ صدایی بگیرد سر جای خودش نیست.خب آدم در چنین شرایطی مکدر می شود.زمانی دوبله ما بهترین در دنیا بود اما حیف که بزن برو و ماشینی شده است.برای همین فعلا" ترجیح می دهم از دوبله دور شوم.