هفته گذشته در برنامه صد فلم شبكه سوم سيما شاهد پخش فيلم ناخدا خورشيد بوديم.
ناخدا خورشيد را اگر بهترين فيلم سينماي ايران در بعد از انقلاب نناميم بدون ترديد يكي از 4 فيلم برتر كل تاريخ سينماي ايران است. فيلمهائي كه بر اساس داستانهاي ارنست همينگوي ساخته شده اند به شكل حيرت انگيزي در ايران دوبله هائي بي نظير دارند. از پيرمرد و درياي جان استرجس بگيريد تا برفهاي كليمانجارو و زنگها براي كه به صدا درمي آيد. در اين ميان قصه نسبتا موفق داشتن و نداشتن كه سالها قبل هوارد هاكس با حضور ستارگان آن روزگار سينماي هاليوود ساخت چيزي بر قصه نيفزود جز يك ضلع چهارم (در نقش زني ديگر) بر سه ضلع عاشقانه كازابلانكا كه حتي حضور بزرگاني چون بوگارت و باكال و برنان نيز مثمر ثمر نبود. اين فيلم حتي بعدها چندين و چندبار هم بازسازي شد كه مشخص تريننشان قاچاقچيان اسلحه(ساخته دان سيگل) و نقطه شكست( به كارگرداني مايكل كورتيز) بود... هدف همينگوي نويسنده از طرح داستان داشتن و نداشتن مشخصا عشق نبود اما هوارد هاكس قصه را بر پايه هاي عاشقانه بنا نهاد چنانكه اين عشق حتي در واقعيت نيز نمود يافت و موجبات ازدواج دو بازيگر اصلي اين فيلم (همفري بوگارت و لورن باكال را كه هنوز بعد از نيم قرن در قيد حيات است) را فراهم كرد.
دوبله داشتن و نداشتن با مديريت عطاالله كاملي و گويندگي حسين عرفاني،رفعت هاشم پور و مرحوم عزت اله مقبلي يكي از بهترين نمونه هاي دوبله رمانهاي عاشقانه بعد از فيلمهائي چون برباد رفته،دكتر ژيواگو و كازابلانكاست كه هرگز به شكلي جدي نقد نشد...
سالها بعد در ايران كارگرداني با پشتوانه هاي قصه نويسي و ادبياتي فوق العاده بنام ناصر تقوائي داستان داشتن و نداشتن همينگوي را با بازنويسي مجدد و تغييراتي اساسي به قصه اي ايراني كه رخدادهايش در سواحل جنوبي ايران به وقوع مي پيوندد تبديل كرد. ناخدا مورگان همينگوي به خورشيد يك دست تبديل شد كه دستش را بقول خودش شورته هاي آنسوي آبها بريده اند و رگه هاي مردانگي از تمامي سكنات و گفتارش بشكلي عجيب هويداست... قصه قاچاق به قاچاق تبعيدي هاي خشن تبديل تبديل شد كه به مدد انتقام خورشيد از خواجه ماجد عليل شكل گرفت... يك داستان فوق العاده.
ناخدا خورشيد در سال توليد در آخرين روزهاي يكي از جشنواره هاي خارجي به رويت هيئت داوران آنجا رسيد و تمامي هيئت داوري بين المللي را در حيرت فرو برد چنانكه پيش نويس راي نهائي را دگرگون كرده و با اختصاص يك جائزه ويژه ،سربلندي ايران در آغازين سالهاي حضور قدرتمندانه سينماي ايران در مجامع بين المللي به رخ كشيد...
آنچه مرا بر آن داشت تا نگارنده اين چند خط باشم دوبله فوق العاده آنست كه به مديريت منوچهر اسماعيلي به انجام رسيد. اسماعيلي به مدد سالها تجربه از گويندگاني زبده در اين فيلم بهره گرفت و گويندگي ناخدا را با بازي داريوش ارجمند خود به انجام رساند. اسماعيلي در طول چندين دهه ثابت كرده است به لهجه هاي مختلف ايراني آشناست و بخوبي ميتواند از عهده هر نوع گويشي برآيد. گويش وي بجاي مرحوم فردين در غزل و برزخيها (با لهجه كردي به مدد كرمانشاهي بودن خود اين گوينده) و حتي لهجه هاي متنوع لري و بلوچي وي در سينماي پيش از انقلاب ايران بارها و بارها حيرت مستمعين را برانگيخته است. او حتي در برخي فيلمهاي خارجي نيز لهجه هاي عجيب و غريبي خلق كرد كه شايد بي نظيرترينشان گويش خاص درسو اوزالاي كوروساوا (بجاي ماكسيم مونزوك در نقش درسو) و دكتر استرنجلاو (بجاي 3 شخصيت عجيب و غريب پيتر سلرز) است.
اسماعيلي با صدائي پخته ، اندكي خشن و بم (همچون ساير مردان با جربزه تاريخ سينما كه بم تريشنان را در سريال بينوايان بجاي لينو ونتورا خلق كرد) بجاي ناخدا صحبت مي كند كه از همان آغاز ، بيننده و شونده را مبهوت صداي خود ميكند: من نميدونم تو مملكت تو عكس كدوم پادشا رو سكتونه اما ...
در اين فيلم سعيد پورصميمي خود بجاي شخصيت ملولي كه بازي كرد صحبت ميكند و عطالله كاملي همچون فيلم ساير فيلمهاي فتحعلي اويسي در آن سالها، بجاي اين بازيگر نقشهاي خشن كه بعدها خود را لوده سريالهاي آبكي سيما كرد با اقتدار كامل گويندگي ميكند و گويشهاي نقش خاتون( با بازي پروانه معصومي) را زهره شكوفنده به انجام مي رساند. گويش مقتدرانه ناصر نظامي بجاي يكي از تبعيدي ها و همينطور گويندگي تورج نصر بجاي يكي ديگر از ايشان با مهارتي خاص صورت مي گيرد و در اين ميان يك نقش با گويشيهاي بسيار كوتاه جاودانه ميشود:
مرحوم هوشنگ مرادي كه حتي تمامي سايتهاي اينترنتي مرتبط با دوبله حتي نام ايشان را نميدانند و بحق يكي از بزرگان تاريخ دوبله ايران بود در اين فيلم بجاي شخصيت خواجه ماجد صحبت ميكند. چند جمله آغازين اين نقش را خود اسماعيلي مي گويد اما ظاهرا در ادامه دوبله، اين نقش كم گفتگو به مرحوم مرادي سپرده ميشود. مرحوم مرادي كه در اواخر دهه 60 هجري به شكلي عجيب به قتل رسيد ، گوينده نقشهاي پيرمرد در فيلمها (ي عمدتا وسترن) و كارتونهاي تلويزيوني بود. صداي او در فيلم سفير و كارتون بنر و صدها فيلم و سريال ديگر در يادهاست. يادش گرامي باد...