به مناسبت دهمين سالگردخاموشي نفسهاي استادايرج دوستدار
من اينجاتوهمين اتاق مي ميرم ... ( آخرين تيرانداز)
ايرج دوستدار،استاد مسلم گويندگي وبه حق ابداع كننده بابي نودردوبله ايران به سال 1309 درقزوين متولدشد. فرزندارشدرييس صنف خرازيهاي قزوين بودوتاهفت سالگي وتولدبرادركوچكترش كاووس درمقام تك فرزند باقي ماند. والبته چند سال بعد ترك اين مقام باتولدكوچكترين برادرش فريبرزقطعي تر شد.مقام تك فرزندي جاي خودرابه الگو براي كوچكترهامي داد.تاكلاس نهم متوسطه درمدارس فردوسي ،17 دي و15 بهمن تحصيل كرد. فعاليت هنري رادر دبيرستان پهلوي آغازكرد.درهفده سالگي پس ازمرگ پدربه همراه مادرودوبرادرش به تهران مهاجرت كردودرآنجابه دبير ستان وزارت دارايي رفت.درهمان زمان به همراه يكي- دونفرازدوستانش ازجمله اميرحسين حامي كه اكنون گه گاه درسمت صدابرداري فعال است ومرحوم كنعان كياني واردعرصه دوبله شدو كارش رابادوبله فيلم فرانسوي مراببخش(برف روي پا) به مديريت دوبلاژمرحوم عطاالله زاهد آغازكرد.درسال 1328 واردتئاترگيتي شدوپس ازآن به تئاترشهرزاد پيوست.پس ازاخذديپلم به مدت دوسال دروزارت دارايي مشغول به كارشد. پس ازآن مدتي نيز به دانشكده حقوق رفت . ولي يك شب كه قراربود تئاتري را به همراه ديگر يارانش ازجمله خانم راستكارو بيژن مفيد و ... بر روي صحنه ببرنداز قضا هوشنگ لطيف پور، يكي ازبازيگران اين تئاتردچارآنفولانزاي سختي شدونتوانست درمحل حاضرشود.اين ماجرامصادف بودباسال 1332وماجراي كودتا بازي. روسا و اساتيد دانشگاه كه اكثراً سناتورو وزيربودندغيبت اين بازيگر رابه حساب يك عمل سياسي گذاشته ودانشجويان دخيل راازدانشگاه اخراج نمودند. خوب چگونه مي شودبا دليلي همچون لطيف پور بيمارو پچيده درپتوقرباني سو’ تفاهم كله گنده هانشد؟پس ازآن ايرج به فعاليت آزاد درباب سينماو دوبله پرداخت. از سال1332تا1347 مديريت شعبه شماره 1 استوديو مولنروژ رابه عهده گرفت وبه تربيت صداهاي مستعد و ماهراز جمله منوچهرنوذري، كاووس ، برادرش وحتي افرادي مانندعزت الله انتظامي پرداخت. مرگ برادر نازنيني كه باتمام وجود دوستش مي داشت وخواسته هايش را به جان مي خريد درسال1344اورامنزوي وگوشه گير ساخت. ولي بازهم ازپاننشست. جان وين هاراآفريد وچه زيباآفريد. چيزي ديگرساخت.حرفي تازه زدومي گويندبيش ازهفتاد درصدازمحبوبيت جان وين به خاطرگويش اوبود. چه سينماها كه به هواي گويش شيرين جان وين مملواز تماشاچي شدند.باداسپنسروادي كنستانتين ازاين قاعده مستثني نبودند. لازم است درهمينجابه فيلم طولاني و چندين قسمتي ده فرمان كه سمت مديريت دوبلاژ و گويندگي به جاي موسي(ع) به عهده اوبوداشاره كرد.پس از انقلاب ايرج به شدت منزوي دشد.ديگركمترصدايش را مي شنيديم.خانه نشيني را بيشتر ترجيح ميداد. گريستيم: استاد، چرا شما؟... استاد اما خم به ابرونياورد:كارروزگاراست... طوري نيست. گفتيم:فريبرزوبچه هاازايران رفته اند. شمابه هواي چه مانده ايد؟ سركوب شدن ودم برنياوردن؟محروم شدن وبه همين راضي بودن؟ باز خنديد. فقط خنديد.ازخودمان خجالت كشيديم.ترك خاك وطن به چه قيمت؟...خالي كردن گودبه چه بها؟...بهارباسرانگشتان سبزش به سرشاخه ها طرح جوانه مي زد. زمستان ازجان شهر رخت بر مي بست كه او رفت.26 اسفند1375 موسم خاموشي نفسهايش بود.براثرسكته قلبي ازدنيارفته بود.سردوخاموش .همچون قرباني ظلمي كه زمستان روا داشته. چه تلخ بود.اززوربغض آرواره ها مان به درد آمده بودند.ولي ديگرگريه نيز دردي رادوانمي كرد.استاد براي هميشه دنياي هزاررنگ واطواررابه هواي ديدار عزيزانش ترك گفته بود.
روحش شاد، يادش تاهميشه جاودانه باد.
ايرج دوستدار،استاد مسلم گويندگي وبه حق ابداع كننده بابي نودردوبله ايران به سال 1309 درقزوين متولدشد. فرزندارشدرييس صنف خرازيهاي قزوين بودوتاهفت سالگي وتولدبرادركوچكترش كاووس درمقام تك فرزند باقي ماند. والبته چند سال بعد ترك اين مقام باتولدكوچكترين برادرش فريبرزقطعي تر شد.مقام تك فرزندي جاي خودرابه الگو براي كوچكترهامي داد.تاكلاس نهم متوسطه درمدارس فردوسي ،17 دي و15 بهمن تحصيل كرد. فعاليت هنري رادر دبيرستان پهلوي آغازكرد.درهفده سالگي پس ازمرگ پدربه همراه مادرودوبرادرش به تهران مهاجرت كردودرآنجابه دبير ستان وزارت دارايي رفت.درهمان زمان به همراه يكي- دونفرازدوستانش ازجمله اميرحسين حامي كه اكنون گه گاه درسمت صدابرداري فعال است ومرحوم كنعان كياني واردعرصه دوبله شدو كارش رابادوبله فيلم فرانسوي مراببخش(برف روي پا) به مديريت دوبلاژمرحوم عطاالله زاهد آغازكرد.درسال 1328 واردتئاترگيتي شدوپس ازآن به تئاترشهرزاد پيوست.پس ازاخذديپلم به مدت دوسال دروزارت دارايي مشغول به كارشد. پس ازآن مدتي نيز به دانشكده حقوق رفت . ولي يك شب كه قراربود تئاتري را به همراه ديگر يارانش ازجمله خانم راستكارو بيژن مفيد و ... بر روي صحنه ببرنداز قضا هوشنگ لطيف پور، يكي ازبازيگران اين تئاتردچارآنفولانزاي سختي شدونتوانست درمحل حاضرشود.اين ماجرامصادف بودباسال 1332وماجراي كودتا بازي. روسا و اساتيد دانشگاه كه اكثراً سناتورو وزيربودندغيبت اين بازيگر رابه حساب يك عمل سياسي گذاشته ودانشجويان دخيل راازدانشگاه اخراج نمودند. خوب چگونه مي شودبا دليلي همچون لطيف پور بيمارو پچيده درپتوقرباني سو’ تفاهم كله گنده هانشد؟پس ازآن ايرج به فعاليت آزاد درباب سينماو دوبله پرداخت. از سال1332تا1347 مديريت شعبه شماره 1 استوديو مولنروژ رابه عهده گرفت وبه تربيت صداهاي مستعد و ماهراز جمله منوچهرنوذري، كاووس ، برادرش وحتي افرادي مانندعزت الله انتظامي پرداخت. مرگ برادر نازنيني كه باتمام وجود دوستش مي داشت وخواسته هايش را به جان مي خريد درسال1344اورامنزوي وگوشه گير ساخت. ولي بازهم ازپاننشست. جان وين هاراآفريد وچه زيباآفريد. چيزي ديگرساخت.حرفي تازه زدومي گويندبيش ازهفتاد درصدازمحبوبيت جان وين به خاطرگويش اوبود. چه سينماها كه به هواي گويش شيرين جان وين مملواز تماشاچي شدند.باداسپنسروادي كنستانتين ازاين قاعده مستثني نبودند. لازم است درهمينجابه فيلم طولاني و چندين قسمتي ده فرمان كه سمت مديريت دوبلاژ و گويندگي به جاي موسي(ع) به عهده اوبوداشاره كرد.پس از انقلاب ايرج به شدت منزوي دشد.ديگركمترصدايش را مي شنيديم.خانه نشيني را بيشتر ترجيح ميداد. گريستيم: استاد، چرا شما؟... استاد اما خم به ابرونياورد:كارروزگاراست... طوري نيست. گفتيم:فريبرزوبچه هاازايران رفته اند. شمابه هواي چه مانده ايد؟ سركوب شدن ودم برنياوردن؟محروم شدن وبه همين راضي بودن؟ باز خنديد. فقط خنديد.ازخودمان خجالت كشيديم.ترك خاك وطن به چه قيمت؟...خالي كردن گودبه چه بها؟...بهارباسرانگشتان سبزش به سرشاخه ها طرح جوانه مي زد. زمستان ازجان شهر رخت بر مي بست كه او رفت.26 اسفند1375 موسم خاموشي نفسهايش بود.براثرسكته قلبي ازدنيارفته بود.سردوخاموش .همچون قرباني ظلمي كه زمستان روا داشته. چه تلخ بود.اززوربغض آرواره ها مان به درد آمده بودند.ولي ديگرگريه نيز دردي رادوانمي كرد.استاد براي هميشه دنياي هزاررنگ واطواررابه هواي ديدار عزيزانش ترك گفته بود.
روحش شاد، يادش تاهميشه جاودانه باد.
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم فروردین ۱۳۸۶ ساعت 14:44 توسط رضوی
|